من...
من

همان قدر غمگینم

که تو شادی

و اینگونه جهان در تعادل است.

جایی نرفته ام...

جایی نرفته ام

همین جا هستم

پشت همین دیوارهای لعنتی

ممنوع الخروجم

وشاید ممنوع الصدا

یا ممنوع التصویر

که هیچ رسانه ای بازتابم نمی دهد

گاهی کنار پنجره های بسته تجمع می کنم

گاهی در اتاقم اعتصاب

بی فایده ست

پدرم به کلاغ ها حق السکوت می دهد

و مادرم

 خبرهای لو رفته را تکذیب می کند

نگرانند چهارده سالگی

از سرم نیفتاده باشد

و ریزش برگ ها در فصلی بعید

بهانه ای شود برای کوچیدنم

آهسته فرو می ریزم

آنقدر آهسته که

ذره ای از غبارم

گلوی کسی را به سرفه نیندازد

و آرام آرام

خودم را

از تمام عکس ها پاک می کنم

از تمام خاطره ها

مثل امروز که خودم را از آینه ...

و تو منجی ساختگی من!

آنقدر نمی آیی که

به این دیوارهای لعنتی

عادت می کنم

مثل ماهی به تنگش

مثل اسیری به اردوگاهش

 

 

اشعار من هم در مرحله اول هشتمین جشنواره بین المللی شعر فجر برگزیده شد.

 

لینک اسامی:

https://fpoem.farhang.gov.ir/fa/arbitration2/am1

لینک اشعارمن:

https://poem.farhang.gov.ir/fa/poets/samirasoleymanimotlagh

از همه ی دوستان گلم بابت کامنت هایی که گذاشتن ممنونم. ببخشید که نتونستم همه شونو جواب بدم.

اولین شعر سال 1393:

اگر چه

 روی شانه هایم

هیچ ستاره ای نیست

همیشه سربازت خواهم ماند

و آغوشت را

همچون وطن پرستی

وفادار می مانم.

سمیرا سلیمانی.

به همه ی دوستان عزیزم سال جدید رو تبریک میگم و امیدوارم  این سالی که در پیش روی دارید سالی پر از خیر و برکت و سلامتی و سرشار از آرامش باشه هم برای خودتون و هم برای خانواده های محترمتون... آرزو میکنم به تموم آرزوهای قشنگتون برسید. از همه ی شما دوستان عزیز که بهم سر زدید ممنونم و از دوستانی که از من ناراحت هستن یا ناراحتشون کردم میخوام که ناراحت نباشن و به بزرگواری خودشون ببخشند... و از دوستانی هم که دوستانه در کنارم بودن وباعث خوشحالی و شادی من شدند بینهایت ممنونم.

میگن برای خوشبختی تنها گوشه ای از نگاه خداوند کافی ست شما رو به تمام نگاه خداوند می سپارم.

سال نو مبارک




با سپاس

سمیرا سلیمانی.

دقیقه های سرخ
فکرت هر روز

رأس دقیقه های سرخ

در خلیج سرم

پهلو می گیرد.

صدای...
صدای مچاله شدن کاغذها

در دستانت

فریاد احساس من است

که می شکند.

ماه من
با این زیبایی بی همتایت

بیهوده نجیب مانده ای.

ماه من!

به عشق بازی ستاره ها نگاه کن!

////////////////////////////////////////////////////////////

دوستان عزیزم یلداتون مبارک

وسواس _ سفر
۱)

بعد از تو

وسواس شدم

همه چیز را پاک می کنم

و هی پاک می کنم

لعنتی

به خاطراتمان هم سرایت کرده...

*******************************

۲)

سفر

دردی را دوا نمی کند

ما در حافظه ی شهر مانده ایم!

پروانه ها...
پروانه ها می آیند

روی قاب عکست ، ساعت ها می نشینند

تو را می بوسند ،

می میرند...

و کسی نمی داند چرا

کلکسیون پروانه های آویخته به دیوار اتاقم

زیبایی غم انگیزی دارد؟!